RSS
امروز شنبه ، ۲۲ مرداد ۱۴۰۱
آخرین اخبار

حمایت شرکت بیمه کوثر از طرح های پژوهشی

پیام مدیر عامل بیمه آسیا به مناسبت روز خبرنگار

اعطای وام فرزند آوری به ۵۴۲ نفر توسط موسسه اعتباری ملل

نیروی انسانی سرمایۀ بی‌بدیل چادرملو است

پروژه‌ پترو پالایشگاهی وارد بازار بورس شد

دورنمای روشن بازار سرمایه در گرو شفافیت

اما و اگرهای شاخص جدید بورس

سرعت گیر بانک مرکزی در رشد ترازنامه بانک ها

حمید یادروج مدیرکل روابط عمومی بانک ملت شد

مروری بر عملکرد صندوق تامین خسارت‌های بدنی در سال ۱۴۰۰

مصرف فولاد در کشور رشد داشته است

روزگار عجیب بازار سرمایه

١٠ واحد پولی قدرتمند جهان ٢٠٢٢

سرمایه‌گذاران شرط بندی‌ نکردند،طلا درجا زد

شرایط دریافت وام خوداشتغالی بانک سپه

شرط بانک مرکزی برای انتصاب مدیران بانکی

آغاز همکاری بانک کارآفرین و دانشگاه تهران

راهکار جدید بورس برای شفافیت بازار مسکن

فرزاد وجیهی بهترین تریدر ایرانی در بازار های مالی و فارکس

برگزاری مراسم نکوداشت روز خبرنگار به همت گروه مالی سامان

با صدور پیامی، مدیرعامل بانک سپه «روز خبرنگار» را گرامی داشت

احتمال جایگزینی یک شاخص جدید به جای شاخص کل

مشارکت بانک سامان در بازسازی منازل زلزله‌زدگان سی‌سخت

آیا بورس ایران، بازاری «وظیفه‌شناس» است؟

سرپرست بیمه اتکایی ایران‌معین در پیامی روز خبرنگار را گرامی داشت

مارپیج قیمت-دستمزد چه بلایی بر سر اقتصاد دنیا می آورد؟

رکود تورمی در انتظار اقتصاد دنیا

۱۰:۲۸ - ۱۴۰۱/۴/۸کد خبر: 337843
ایستانیوز:ایده مارپیچ قیمت-دستمزد به اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ برمی گردد، زمانی که در بیشتر کشورها تورم بالا بود و در نتیجه رشد دستمزدها هم رقم خورد و این دو ترکیب از یکدیگر تغذیه می کردند. ایده این نظریه این است که در یک محیط با تورم بالاتر، کارمندان اساسا قدرت چانه زنی بیشتری خواهند داشت و دستمزدهای بیشتری را طلب خواهند کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بازارهای مالی(ایستانیوز)،اقتصاد جهانی مسیر سختی را پشت سر گذاشته است. همه گیری وجود داشت، فشار بر زنجیره تامین از این همه گیری ظاهر شد و بعد هم حمله روسیه به اوکراین رخ داد. بسیاری از کشورهای توسعه یافته اکنون تورمی دارند که برای یک یا دو نسل دیده نشده بود و رشد اقتصادی شان هم کاهش یافته است.
 
در این قسمت رادیو داووس، گرگوری داکو، اقتصاددان ارشد در EY-Parthenon و بازوی مشاوره استراتژی جهانی در Ernst & Young با مجمع جهانی اقتصاد گفتگویی در مورد کندی اقتصاد،‌ تورم، نسبت بدهی های جهانی و چیزی که همه سیاستگذاران می خواهند از آن اجتناب کنند، یعنی رکود تورمی، صحبت کرده است.
 
*مجمع جهانی اقتصاد: از دیدگاه شما کدام موضوع اقتصادی در حال حاضر به اندازه کافی مورد توجه قرار نمی گیرد؟
 
گرگوری داکو: من فکر می کنم موضوعی که بیش از همه مورد توجه قرار گرفته، تورم است و به درستی هم چنین اتفاقی رخ داده است، چرا که یک نگرانی کلیدی برای فعالیت های اقتصادی جهانی و به طور کلی برای فعالیت های جهانی است. اما به اعتقاد من، یکی از مسایلی که شاید از نظرات خطرات احتمالی برای فعالیت های اقتصادی جهانی دست کم گرفته شده است، ناامنی غذایی است. بعد از جنگ در اوکراین، اختلالات قابل توجهی در جریانات مواد غذایی در سراسر جهان رخ داد که همچنان ادامه دارد. مجموعه ای تحریم ها، ترکیب تنش های تجاری، شرایط بد آب و هوایی، محصولات کشاورزی را تحت تاثیر قرار داده و بر قیمت مواد غذایی تاثیر گذاشته است. از همین رو شاهد بودیم که در چند ماه گذشته قیمت مواد غذایی به بالاترین حد خود رسیده است.
 
*نسخه های مختلفی از ریاضت اقتصادی توسط دولت ها در سراسر جهان ارائه شده است، با توجه به افزایش فشارهای تورمی، این می تواند به چه مسایلی منجر شود؟
 
یکی از جنبه های کلیدی بهبود کووید این بود که دولت ها در سراسر جهان برنامه های محرک بزرگی را برای جلوگیری از تاثیر اولیه بحران کووید به اجرا گذشتند، جایی که توقف ناگهانی تقاضا و عرضه داشتیم و هجوم گسترده محرک های دولتی باعث بهبود سریع اقتصاد های سراسر جهان شد. ایالات متحده یک مثال خوب در این زمینه است. تصویب بسته اقدامات محرک مالی به اقتصاد این کشور اجازه داد تا به سرعت از آنچه یکی از مهم ترین شوک های اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم بود، بهبود یابد.
 
*دستمزدهای واقعی تحت فشار است. مارپیچ قیمت دستمزدها به کجا می رسد؟ آیا ما واقعا در معرض قرار گرفتن رکود تورمی هستیم؟
 
ایده مارپیچ قیمت-دستمزد به اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 برمی گردد، زمانی که در بیشتر کشورها تورم بالا بود و در نتیجه رشد دستمزدها هم رقم خورد و این دو ترکیب از یکدیگر تغذیه می کردند. ایده این نظریه این است که در یک محیط با تورم بالاتر، کارمندان اساسا قدرت چانه زنی بیشتری خواهند داشت و دستمزدهای بیشتری را طلب خواهند کرد.
 
شرکت هایی که با این درخواست ها مواجه می شوند، اساسا هزینه های اضافی را قبول اما آن را منتقل می کنند و بنابراین دوباره باعث افزایش قیمت ها می شوند. در این شرایط، مصرف کنندگان کمتر هزینه می کنند، چرا که هزینه های زندگی همچنان بالاست و وقتی رشد دستمزد با تورم تنظیم می شود، در واقع ارزش آن کاهش یافته است. در این شرایط خانواده ها کمتر هزینه می کنند، کسب و کارها کمتر قادر به سرمایه گذاری و استخدام هستند، پس کاهش طبیعی در فعالیت های اقتصادی، منجر به رشد کندتر، رشد بهره وری کمتر و کاهش استانداردهای زندگی می شود.
 
این وضعیت، اصولا وضعیتی است که دولت ها و مقامات و بانک های مرکزی همیشه می خواهند از آن دوری کنند. آنها می خواهند از این نوع محیط که به اصطلاح به آن رکود تورمی گفته می شود، یعنی تورم در جبهه مصرف کننده وجود دارد و در جبهه رشد دستمزدها بالاست و فعالیت اقتصادی کاهش یافته، اجتناب کنند.

خبرهای مرتبط:



» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *