RSS
امروز جمعه ، ۲۴ مرداد ۱۳۹۹
آخرین اخبار

سود سهام‌داران بیمه‌‌کوثر پرداخت شد

نوسازی ناوگان حمل و نقل جاده‌ای با تسهیلات بانک صادرات

خدمات دستگاه های خودپرداز موسسه اعتباری ملل

ایجاد سازوکارهای تسهیل در خدمت رسانی به بیمه شدگان بیمه آرمان

تصویب افزایش سرمایه ۱۶۷ درصدی بیمه "ما"

رشد ۸۳ درصدی حق بیمه تولیدی بیمه سرمد

تایید سطح یک توانگری مالی بیمه‌کوثر

طرح های خوداشتغالی زیر چتر حمایت بانک ملی

به‌روز رسانی سامانه‌های خدماتی بانک پاسارگاد

قیمت سکه به ۱۰ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان رسید

قیمت دلار ۲۲ مرداد ۹۹ به ۲۱ هزار و ۸۰۰ تومان رسید

سود مازاد از تعرفه بانک مرکزی قابل مطالبه نیست

استقبال ۵.۵ میلیون سهامدار از عرضه اولیه فرابورس

آینده مبهم صنعت خودروسازی جهان

رشد ۴۵.۳ درصدی تسهیلات پرداختی بانک‌ها به صنعت و معدن

حضور مدیرعامل بانک آینده در نشست وزیر میراث فرهنگی

کاهش ۲۴۴۶۲ واحدی نماگر تالار شیشه ای

با کالا کارت بانک مهر ایران تورم را دور بزنید

تغییرات قیمت زمین و ساختمان مسکونی کلنگی در شهر تهران

اعلام نتیجه یازدهمین مرحله از حراج اوراق بهادار دولتی

تعامل مطلوب بانک مرکزی با مجلس و قوه قضاییه

واریز نشدن پول سهام عدالت را گزارش کنید

دولت برای عرضه ETF‌ها برنامه داشته باشد

چرا بخش خصوصی از منافع بورس محروم مانده است؟

سکه سرمایه گذاری امنی است؟

مادر باستان شناسی ایران

۱۱:۹ - ۱۳۹۸/۴/۱۹کد خبر: 280553
ایستانیوز:‌استاد فخری دانش‌پور پرور از باستان‌شناسان باتجربه ایران است. متاسفانه اطلاعات بسیار کمی از ایشان در اینترنت وجود دارد. او ترجیح داده دور از هر جنجالی، به مطالعه و پژوهش بپردازد. ۷۳ سال پیش در تهران به دنیا آمد. سال ۱۳۴۵ برای خواندن رشته باستان شناسی وارد دانشگاه تهران شد و دوره فوق لیسانس را با رتبه نخست به پایان رساند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بازارهای مالی(ایستانیوز)، دانشگاه و وزارت فرهنگ سابق، در جشن فارغ التحصیلی اش حکم و مدال درجه یک فرهنگی به او اهدا ‌کردند. تعریف می کند: «در آن زمان سه دانشجوی برتر فوق لیسانس باستان شناسی می‌توانستند برای مقطع دکتری به سه کشور موردنظر رفته و مشغول تحصیل شوند. من به تشویق استادم #سیمین_دانشور کشور چین را انتخاب کردم. دانشور در آن زمان مدیریت باستان شناسی را بر عهده داشت. مرا خیلی تشویق کرد و گفت که بعد از فارغ التحصیلی باید جانشین او شوم. یکی از افتخارات زندگی ام این است که شاگرد استاد بزرگواری چون او بودم.»
 
از چین دکترای تاریخ می گیرد و به تدریس هنر چین و هند می‌پردازد. تعریف می کند: «وقتی حدود ۵ سال داشتم، سکه و پول خردهای قدیمی مثل شاهی و صناری را جمع می‌کردم؛ خیلی دوست داشتم. کوزه‌های کوچک سفالیِ فلفل و زردچوبه را که مال مادربزرگم بود، در زیرزمین خانه روی هم می‌چیدم. با آن‌ها الفت دیرینه داشتم.»
 
«اوائل مادرم خیلی ناراحت بود که چرا این رشته را انتخاب کرده ام. روزی یک کوزه را در باغچه شکاند و گفت دخترم بعد از سه تا دیپلم می تواند این کوزه شکسته را به هم بچسباند. ولی بعدها مشوق جدی من شد. خانواده پدری از تحصیل دختران خرسند نبودند، اما مادرم ایستادگی می‌کرد. من درس می خواندم و کار هم می کردم. خواب شبانه ام بیشتر از سه ساعت نبود. مادرم شب ها با من می‌نشست مبادا خوابم ببرد. می گفت خواب همیشه هست، ایام جوانی باید تلاش کنید. زنی دانش دوست بود و اشعار را از حفظ می خواند. زمستان‌ها دور کرسی می نشستیم و با صدای خوش برایمان حافظ می‌خواند.»
 
استاد دانشپور کسی بود که خط قرمزِ رفتن دخترها به حفاری را شکست: «در زمان ما گروه باستان شناسی فقط پسرها را به حفاری می برد. دانشجوی سال دوم که بودم، دانشجویان پسر را به سر حفاری هفت تپه بردند. من خیلی پریشان شدم. رفتم پیش آقای دکتر بهنام (مدیرگروه) و گفتم من هم می‌خواهم به حفاری بروم. گفت که طبق قوانین نمی‌توانید این کار را انجام دهید. من بدون اجازه ساکم را بستم و راهی شدم. در مجتمع نیشکر خوزستان، اتاق شادروان نگهبان (سرپرست حفاری) را پیدا کردم. پرسید: "چطور شد آمدید؟ اجازه دادند؟" من گفتم باستان‌شناسی را برای حفاری انتخاب کرده ام، دیگر نمی‌دانم!»
 
«موافقت کردند. به سر تپه رفتیم. ۵۰۰ متر دورتر از ترانشه پسران، دکتر نگهبان ترانشه‌ای را به من دادند و فرمودند اگر چیزی دیدم که نتوانستم از آن سر دربیاورم، دستمالی را تکان دهم. پس از مدتی در نزدیکی دیوار شرقی ترانشه به تعدادی تابلت برخورد کردم. بیرون آمدم و دستمالی را تکان دادم. دکتر نگهبان آمد و یکی از تابلت‌ها را نشانش دادم. ناگهان داخل ترانشه پریدند و گفتند کتابخانه عیلامی‌ها کشف شد. حالا آن تابلت‌ها در موزه هفت تپه گذاشته شده است. سال بعد که دانشجویان به هفت تپه راهی شدند، دکتر نگهبان دستور دادند من هم بروم و اینگونه تابوی رفتن دخترها شکست و در سال بعد ۲۰ واحد حفاری برای پسرها و دختران اجباری شد.»
 
«یکسری کارهای تحقیقاتی در هند در دست انجام دارم که دلم می خواهد به ثمر برسند. می‌خواهم به ایران برگردم و امیدوارم این توانایی را داشته باشم که یک مرکز پژوهشی تشکیل دهم تا جوانان بیایند و آنجا کارهای پژوهشی انجام دهند. باستان‌شناسی در ایران دچار رکود شده است. #میراث_فرهنگی ما مرتب به تاراج می رود. امیدوارم روزی برسد مردم قدر آثار ارزشمند خودشان را بدانند.»
 
با تلخیص از شاپرک دیلی
 
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *