RSS
امروز پنج شنبه ، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
آخرین اخبار

پانصد و نود و دومین شرکت وارد بورس تهران شد

آینده ارزهای دیجیتال در ایران

اولین رمزارز بانکی ایران معرفی شد

ارائه چک موردی در بانک‌ها آغاز شد

رشد۷۳ درصدی وام ودیعه مسکن در موسسه ملل

چند سال طول می‌کشد یک ایرانی خانه‌دار شود؟

اکتشاف موتور محرک طرح های توسعه چادرملو

 داود قاسم‌پور دیزجی مدیرعامل جدید بیمه ملت شد

نخستین گام بانک ملی برای واگذاری بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه

فدرال رزرو بازارهای جهانی را به لرزه در آورد

سقوط طلا؛ صعود دلار و کاهش قیمت در تمام فلزات گرانبها

نفت در برابر جنگ

چالش تامین گندم در ماه های آینده

تغییر نگاه سنتی، پیش شرط جهش صنعت بیمه

بیشتر شرکت های بیمه ای آیین نامه حاکمیت شرکتی را اجرایی کرده اند

ترجیح بیمه مرکزی بر برگزاری مصاحبه متقاضیان کارگزاری بصورت آنلاین است

قدردانی مدیرعامل بیمه سامان از فعالیت های «پمپیران»

رویکردهای ارتباطی جدید ، پایه و اساس روابط عمومی در عصر دیجیتال است

پیام تبریک سرپرست بانک سینا به مناسبت روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی

پیام تبریک مدیرعامل بانک سپه به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومی

انتقال آنی وجه به شبا در بانک مشترک ایران و ونزوئلا

مدیرعامل شرکت خدمات انفورماتیک منصوب شد

مزایای طرح "اوج" بانک رفاه کارگران افزایش یافت

شستا، سیمان آبیک را در بورس عرضه می‌کند

معامله غیرمجاز ارز مشمول مالیات شد

خواب های پاره پوره خاک برسری

۱۲:۴۱ - ۱۳۹۷/۴/۲۶کد خبر: 250829
حورا خاکدامن
طبق معمول برق رفته بود و با خرت و پرت هایی که خورد خورد خریده بودم  و سنگینیشون   داشت مچ دست و انگشت هامو  از بیخ   می کند ،  خودم رو  کور مال کورمال به طبقه پنجم رسوندم  . همین که پام  رسید به پله آخر و تو  تاریکی راه پله با حس لامسه قاطی خرت و پرت های کیفم دنبال دسته کلید  می گشتم ، با شنیدن صدای "کمک کمک  ما این تو گیر کردیم " هر چی دستم بود ول شد و صدای تق تق قل خوردن  میو های گرد و قلمبه  تو راه پله ها حالم رو بیشتر خراب کرد . این بدشانسی  از اون اتفاقای نادر  و سگی بود که می تونست تو یک روز خسته کننده گند تابستونی اتفاق بیفته . بی اختیار با  پا کوبیدم به در آسانسور که چشمتون روز بد نبینه یک دفعه با داد بلندی از خواب پریدم... وقتی به خودم اومدم  تازه فهمیدم  همه اینها کابوس  بی برقی های اخیر بوده و شانس آوردم که  این اتفاقات خواب بوده .ساعت روی میز  5 و ده دقیقه صبح رو نشون می داد ،داشت دیرم  می شد . طبق معمول زندگی سگی که این چند مدت برای صرفه جویی مصرف برق پیدا کرده بودیم ،  برای  پروندن خواب از سرم دوش آب رو با فشار زیاد  توی سر و صورتم باز کردم . چند دقیقه بعد  دوباره چشمم به ساعت افتاد ، این بار 7 و ده دقیقه رو نشون می داد !!! انگار کابوس های من  تمومی نداشت . خوب که نگاه کردم عقربه کوچیکه روی 2 بود و عقربه بزرگه روی 7،تازه فهمیدم ساعت 2و سی و پنج دقیقه  نیمه شبه نه  5 و سی و پنج یا هفت و ده دقیقه صبح !!! . هر چی که بود حالا دیگه خواب از سرم به کلی  پریده بود  . داشتم زیر لب قر قر می کردم و به زمین و زمان و باعث و بانی و چش و چال کورم فحش و فضیحت  می دادم که یه دفعه قند تو دلم آب شد... تا ساعت پنج صبح   هنوز  2 ساعت و 35 دقیقه دیگه  مونده .در حالی که داشتم به دوران طلایی بعضی ها فکر می کردم که اصلاً  این خبرها نبود و  تعطیلات پشت تعطیلات حالشو می بردیم و نه بی برقی بود و نه بی آبی و نه این زندگی سگی ...  ،به خواب پاره پوره خاک برسری  عمیقی فرو  رفتم.
و این قصه سر دراز دارد  زیرا  به نقل از منابع آگاه  استاندارتهران  با تاکید بر لزوم صرفه جویی در مصرف برق اینچنین فرمودند: تغییر ساعات کاری ادارات در تهران در حال حاضر تا آخر تیرماه ادامه خواهد داشت و در صورت لزوم تمدید می شود.انشالله این طرح اجرا شود و ما امیدواریم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.!!!!
 
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *