RSS
امروز یکشنبه ، ۲۸ بهمن ۱۳۹۷
آخرین اخبار

حضور بانک رفاه در مجمع نظام پزشکی

کلیات لایحه بودجه سال ۹۸ کل کشور تصویب شد

ارزش افزوده صادرات باید در داخل کشور و به چرخه اقتصاد برگردد

فرابورس میزبان دو عرضه عمده سهام در اسفند ماه

پیشنهادهای بخش خصوصی برای اصلاح پیش‌نویس لایحه شفافیت

واردات کالاهای اولویت ۴ با شرط و شروط آزاد شد

رتبه برتر باشگاه مشتریان بانک ایران زمین در جشنواره وب و موبایل

مدیریت ریسک اعتباری بانکها لازمه رشد اقتصادی کشور است

بانک ملت، رکورددار حمایت از شرکت‌های دانش بنیان

اپلیکیشن همراه بانک مبتنی بر ساعت‌های هوشمند

پالرمو بازهم به تعویق افتاد!

تاکید بر اجرایی شدن طرح‌های پیشران استان کردستان

پیام تسلیت مدیرعامل بانک دی درپی حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان

درج نماد بانک گردشگری در تابلوی «ب» بازار پایه فرابورس

ارائه خدمات بانکی متنوع به شهرک‌های صنعتی آذربایجان شرقی

تقدیر از بانک پاسارگاد برای مسابقات کشتی کرمانشاه

دلار ۱۱ هزار و ۵۰۰ تومان

۱۷۶ شرکت دولتی از ۳۸۵ شرکت مندرج در بودجه سود می‌دهند + جدول

دستورالعمل جدید قیمت‌گذاری فولاد

اختصاص ۱۳۲سهم برای خریدار "افق کوروش "

کاهش ۱۹۶ واحدی شاخص کل بورس

رشد ۵۰ درصدی درآمد مالیات بر ارزش افزوده در سال آینده

"بله" سه میلیونی شد

افتتاح دو طرح صنعتی با حمایت بانک ملی ایران در یزد

مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره ورزشی بانک‌پاسارگاد برگزار شد

خواب های پاره پوره خاک برسری

۱۲:۴۱ - ۱۳۹۷/۴/۲۶کد خبر: 250829
حورا خاکدامن
طبق معمول برق رفته بود و با خرت و پرت هایی که خورد خورد خریده بودم  و سنگینیشون   داشت مچ دست و انگشت هامو  از بیخ   می کند ،  خودم رو  کور مال کورمال به طبقه پنجم رسوندم  . همین که پام  رسید به پله آخر و تو  تاریکی راه پله با حس لامسه قاطی خرت و پرت های کیفم دنبال دسته کلید  می گشتم ، با شنیدن صدای "کمک کمک  ما این تو گیر کردیم " هر چی دستم بود ول شد و صدای تق تق قل خوردن  میو های گرد و قلمبه  تو راه پله ها حالم رو بیشتر خراب کرد . این بدشانسی  از اون اتفاقای نادر  و سگی بود که می تونست تو یک روز خسته کننده گند تابستونی اتفاق بیفته . بی اختیار با  پا کوبیدم به در آسانسور که چشمتون روز بد نبینه یک دفعه با داد بلندی از خواب پریدم... وقتی به خودم اومدم  تازه فهمیدم  همه اینها کابوس  بی برقی های اخیر بوده و شانس آوردم که  این اتفاقات خواب بوده .ساعت روی میز  5 و ده دقیقه صبح رو نشون می داد ،داشت دیرم  می شد . طبق معمول زندگی سگی که این چند مدت برای صرفه جویی مصرف برق پیدا کرده بودیم ،  برای  پروندن خواب از سرم دوش آب رو با فشار زیاد  توی سر و صورتم باز کردم . چند دقیقه بعد  دوباره چشمم به ساعت افتاد ، این بار 7 و ده دقیقه رو نشون می داد !!! انگار کابوس های من  تمومی نداشت . خوب که نگاه کردم عقربه کوچیکه روی 2 بود و عقربه بزرگه روی 7،تازه فهمیدم ساعت 2و سی و پنج دقیقه  نیمه شبه نه  5 و سی و پنج یا هفت و ده دقیقه صبح !!! . هر چی که بود حالا دیگه خواب از سرم به کلی  پریده بود  . داشتم زیر لب قر قر می کردم و به زمین و زمان و باعث و بانی و چش و چال کورم فحش و فضیحت  می دادم که یه دفعه قند تو دلم آب شد... تا ساعت پنج صبح   هنوز  2 ساعت و 35 دقیقه دیگه  مونده .در حالی که داشتم به دوران طلایی بعضی ها فکر می کردم که اصلاً  این خبرها نبود و  تعطیلات پشت تعطیلات حالشو می بردیم و نه بی برقی بود و نه بی آبی و نه این زندگی سگی ...  ،به خواب پاره پوره خاک برسری  عمیقی فرو  رفتم.
و این قصه سر دراز دارد  زیرا  به نقل از منابع آگاه  استاندارتهران  با تاکید بر لزوم صرفه جویی در مصرف برق اینچنین فرمودند: تغییر ساعات کاری ادارات در تهران در حال حاضر تا آخر تیرماه ادامه خواهد داشت و در صورت لزوم تمدید می شود.انشالله این طرح اجرا شود و ما امیدواریم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.!!!!
 
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *