RSS
امروز سه شنبه ، ۲۳ مهر ۱۳۹۸
آخرین اخبار

تاثیر عملیات بازار باز در عملکرد صندوق های سرمایه گذاری

بانک ملی از سوی نماینده مبارکه در مجلس و استاندار تقدیر شد

خدمات ویژه بانک ملی ایران برای روشندلان

بسیج امکانات بانک توسعه تعاون ایلام برای ارائه خدمت به زواراربعین

ارزش پول ملی چگونه ۴۰ درصد افزایش یافت؟

تقدیر از مشتری وفادار و برنده جایزه طرح کیان بانک پارسیان

بازار سرمایه در انتظار انتشار گزارش‌های شش ماهه شرکت‌ها

کاهش وابستگی بودجه به نفت، دولت را پاسخگو می‌کند

شاهد کاهش نرخ تورم و رشد مثبت اقتصادی در کشور هستیم

رقابتی‌ترین کشورهای دنیا کدامند؟

آمریکا در چاه دلار می‌افتد؟

یارانه ثروتمندان، صرف قشر محروم شود

جدی شدن اصلاح روش تخصیص یارانه انرژی

تمدید فروش اوراق گواهی سپرده ۱۸ درصدی در بانک پارسیان

افزایش سرمایه بانک ملت از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ها

بانک سپه در طرح باران ۲ وام ۳۰ میلیونی می دهد

اصلاح ۸۰ درصدی مصوبات بازگشت ارز حاصل از صادرات

جدیت در پرداخت تسهیلات حمایتی بانک توسعه تعاون در استان ایلام

نرخ رسمی یورو کاهش و پوند افزایش یافت

قدردانی ستاد مرکزی راهیان نور کشور از بانک سپه

رشد سالانه ۲۶ درصدی نقدینگی

۹۰درصد تخفیف هزینه‌های اداری بیمه عمر و سرمایه‌گذاری مهرگان سرمد

سهم بیمه درمان خانواده در سرانه نظام سلامت

بیمه آسیا از آثار هنری دانش آموزان مدارس مناطق محروم کشور تقدیر کرد

پرونده ۵هزار وکیل در دست بررسی

خواب های پاره پوره خاک برسری

۱۲:۴۱ - ۱۳۹۷/۴/۲۶کد خبر: 250829
حورا خاکدامن
طبق معمول برق رفته بود و با خرت و پرت هایی که خورد خورد خریده بودم  و سنگینیشون   داشت مچ دست و انگشت هامو  از بیخ   می کند ،  خودم رو  کور مال کورمال به طبقه پنجم رسوندم  . همین که پام  رسید به پله آخر و تو  تاریکی راه پله با حس لامسه قاطی خرت و پرت های کیفم دنبال دسته کلید  می گشتم ، با شنیدن صدای "کمک کمک  ما این تو گیر کردیم " هر چی دستم بود ول شد و صدای تق تق قل خوردن  میو های گرد و قلمبه  تو راه پله ها حالم رو بیشتر خراب کرد . این بدشانسی  از اون اتفاقای نادر  و سگی بود که می تونست تو یک روز خسته کننده گند تابستونی اتفاق بیفته . بی اختیار با  پا کوبیدم به در آسانسور که چشمتون روز بد نبینه یک دفعه با داد بلندی از خواب پریدم... وقتی به خودم اومدم  تازه فهمیدم  همه اینها کابوس  بی برقی های اخیر بوده و شانس آوردم که  این اتفاقات خواب بوده .ساعت روی میز  5 و ده دقیقه صبح رو نشون می داد ،داشت دیرم  می شد . طبق معمول زندگی سگی که این چند مدت برای صرفه جویی مصرف برق پیدا کرده بودیم ،  برای  پروندن خواب از سرم دوش آب رو با فشار زیاد  توی سر و صورتم باز کردم . چند دقیقه بعد  دوباره چشمم به ساعت افتاد ، این بار 7 و ده دقیقه رو نشون می داد !!! انگار کابوس های من  تمومی نداشت . خوب که نگاه کردم عقربه کوچیکه روی 2 بود و عقربه بزرگه روی 7،تازه فهمیدم ساعت 2و سی و پنج دقیقه  نیمه شبه نه  5 و سی و پنج یا هفت و ده دقیقه صبح !!! . هر چی که بود حالا دیگه خواب از سرم به کلی  پریده بود  . داشتم زیر لب قر قر می کردم و به زمین و زمان و باعث و بانی و چش و چال کورم فحش و فضیحت  می دادم که یه دفعه قند تو دلم آب شد... تا ساعت پنج صبح   هنوز  2 ساعت و 35 دقیقه دیگه  مونده .در حالی که داشتم به دوران طلایی بعضی ها فکر می کردم که اصلاً  این خبرها نبود و  تعطیلات پشت تعطیلات حالشو می بردیم و نه بی برقی بود و نه بی آبی و نه این زندگی سگی ...  ،به خواب پاره پوره خاک برسری  عمیقی فرو  رفتم.
و این قصه سر دراز دارد  زیرا  به نقل از منابع آگاه  استاندارتهران  با تاکید بر لزوم صرفه جویی در مصرف برق اینچنین فرمودند: تغییر ساعات کاری ادارات در تهران در حال حاضر تا آخر تیرماه ادامه خواهد داشت و در صورت لزوم تمدید می شود.انشالله این طرح اجرا شود و ما امیدواریم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.!!!!
 
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *