RSS
امروز پنج شنبه ، ۲۱ آذر ۱۳۹۸
آخرین اخبار

اگر سرمایه اجتماعی تقویت شود، اصلاحات اقتصادی بدون ترس پیش می‌رود

بهترین شرکت ها برای کار در سال ۲۰۲۰

دولت به طور غیرمستقیم از بانک مرکزی استقراض می‌کند

آثار آزادسازی نرخ ارز در بخش دارو و تجهیزات پزشکی

بیش از ۸ میلیون نفر در بانک قرض الحسنه مهر ایران حساب دارند

یک سوم معوقات مالیاتی برای ۱۰۰شخص حقیقی و حقوقی است

کاهش ۷۹درصدی تسهیلات اعطایی ارزی - صادراتی

فقط ۴۰درصد مردم واقعا به یارانه نقدی‌ نیاز دارند

زیان ۹۹۸.۸میلیارد تومانی بانک تجارت در ۶ماه

۱۵ میلیون حساب بانکی هک شده است!؟

بخشنامه‌های تامین اجتماعی تجمیع می شوند

ثبت درخواست درگاه پرداخت اینترنتی متصل به حساب‌های سپهری از سامانه ای‌نماد عملیاتی شد

NPL پایین، حاصل بهداشت اعتباری بالای بانک ملی

کشف و مسدودسازی ۹۵۰ درگاه پرداخت بانکی جعلی

فروشِ از دم قسطِ اموال مازاد بانک‌ها در بورس طی ۱ ماه آینده

سود تلفیقی هرسهم "کاوه" ۵۶۷ریال اعلام شد

سود خالص "دماوند" به ۲.۱۷هزار میلیارد ریال رسید

قانون تسهیل تسویه بدهی بدهکاران تصویب شد

بانک‌ها باید نسخه‌ای از قرارداد را به تسهیلات گیرندگان ارائه کنند

یارانه‌ها امشب واریز می‌شود

قیمت سکه طرح جدید ۴ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان شد

دلار کوتاه آمد

افت ۴۷ واحدی شاخص بورس تهران

طلب ۲.۵۰۰ میلیارد تومانی بیمه دی از دولت

صدور حق بیمه های سال ۹۸ "وسرمد" به ۵ هزار میلیارد ریال رسید

خواب های پاره پوره خاک برسری

۱۲:۴۱ - ۱۳۹۷/۴/۲۶کد خبر: 250829
حورا خاکدامن
طبق معمول برق رفته بود و با خرت و پرت هایی که خورد خورد خریده بودم  و سنگینیشون   داشت مچ دست و انگشت هامو  از بیخ   می کند ،  خودم رو  کور مال کورمال به طبقه پنجم رسوندم  . همین که پام  رسید به پله آخر و تو  تاریکی راه پله با حس لامسه قاطی خرت و پرت های کیفم دنبال دسته کلید  می گشتم ، با شنیدن صدای "کمک کمک  ما این تو گیر کردیم " هر چی دستم بود ول شد و صدای تق تق قل خوردن  میو های گرد و قلمبه  تو راه پله ها حالم رو بیشتر خراب کرد . این بدشانسی  از اون اتفاقای نادر  و سگی بود که می تونست تو یک روز خسته کننده گند تابستونی اتفاق بیفته . بی اختیار با  پا کوبیدم به در آسانسور که چشمتون روز بد نبینه یک دفعه با داد بلندی از خواب پریدم... وقتی به خودم اومدم  تازه فهمیدم  همه اینها کابوس  بی برقی های اخیر بوده و شانس آوردم که  این اتفاقات خواب بوده .ساعت روی میز  5 و ده دقیقه صبح رو نشون می داد ،داشت دیرم  می شد . طبق معمول زندگی سگی که این چند مدت برای صرفه جویی مصرف برق پیدا کرده بودیم ،  برای  پروندن خواب از سرم دوش آب رو با فشار زیاد  توی سر و صورتم باز کردم . چند دقیقه بعد  دوباره چشمم به ساعت افتاد ، این بار 7 و ده دقیقه رو نشون می داد !!! انگار کابوس های من  تمومی نداشت . خوب که نگاه کردم عقربه کوچیکه روی 2 بود و عقربه بزرگه روی 7،تازه فهمیدم ساعت 2و سی و پنج دقیقه  نیمه شبه نه  5 و سی و پنج یا هفت و ده دقیقه صبح !!! . هر چی که بود حالا دیگه خواب از سرم به کلی  پریده بود  . داشتم زیر لب قر قر می کردم و به زمین و زمان و باعث و بانی و چش و چال کورم فحش و فضیحت  می دادم که یه دفعه قند تو دلم آب شد... تا ساعت پنج صبح   هنوز  2 ساعت و 35 دقیقه دیگه  مونده .در حالی که داشتم به دوران طلایی بعضی ها فکر می کردم که اصلاً  این خبرها نبود و  تعطیلات پشت تعطیلات حالشو می بردیم و نه بی برقی بود و نه بی آبی و نه این زندگی سگی ...  ،به خواب پاره پوره خاک برسری  عمیقی فرو  رفتم.
و این قصه سر دراز دارد  زیرا  به نقل از منابع آگاه  استاندارتهران  با تاکید بر لزوم صرفه جویی در مصرف برق اینچنین فرمودند: تغییر ساعات کاری ادارات در تهران در حال حاضر تا آخر تیرماه ادامه خواهد داشت و در صورت لزوم تمدید می شود.انشالله این طرح اجرا شود و ما امیدواریم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.!!!!
 
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *