RSS
امروز سه شنبه ، ۴ تیر ۱۳۹۸
آخرین اخبار

آغاز معاملات آزمایشی گواهی سپرده زیره سبز در بورس کالا

انتقال مطالبات سیستم بانکی از چند شرکت‌ دولتی به حساب بدهی دولت

پذیره‌نویسی موفقیت‌آمیز اوراق ۶۰۰۰ میلیارد ریالی شهرداری شیراز

در محل اقامت خود کد بورسی بگیرید

تبعات عدم عضویت ایران در FATF

مدیرعامل تأمین اجتماعی تعیین شد

سه محور پیشنهادی قوانین جدید بازار پایه

تراکنش‌های بین بانکی ۱۰برابر بیشتر از حجم نقدینگی

چین با هدف کاهش وابستگی به دلار ۷۰ تن طلا خرید

شکاف نرخ تورم استان‌ها ۱۳.۷ درصد شد

شرایط تعویض وثیقه وام مسکن

ارائه اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده فصل بهار تا ۱۵ تیر

برگزاری جشنواره حساب‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز بانک سینا

رشد ۲۵۳۰ واحدی شاخص کل بورس

قیمت سکه طرح جدیدبه ۴ میلیون و ۷۱۰ هزار تومان رسید

شنیده شدن زمزمه‌ وگذاری بیمه بیکاری به کاریابی‌ها

دو انتصاب دربیمه تجارت‌نو

عدم ترویج فرهنگ بیمه پازل گمشده صنعت است

عذرخواهی سازمان تأمین اجتماعی بابت برخورد سلیقه‌ای یکی از کارکنان

برگزاری مراسم تودیع و معارفه مدیر سرپرستی بیمه کوثر استان همدان

انتصاب عضو جدید هیات مدیره بیمه ما

ایران می تواند دلار را از معاملات بین‌المللی‌اش حذف کند؟

وابستگی به نفت واقعا کاهش می‌یابد؟

شوک تازه نیما به فعالان اقتصادی

فعالان اقتصادی، بخشنامه‌های مزاحم را گزارش دهند

خواب های پاره پوره خاک برسری

۱۲:۴۱ - ۱۳۹۷/۴/۲۶کد خبر: 250829
حورا خاکدامن
طبق معمول برق رفته بود و با خرت و پرت هایی که خورد خورد خریده بودم  و سنگینیشون   داشت مچ دست و انگشت هامو  از بیخ   می کند ،  خودم رو  کور مال کورمال به طبقه پنجم رسوندم  . همین که پام  رسید به پله آخر و تو  تاریکی راه پله با حس لامسه قاطی خرت و پرت های کیفم دنبال دسته کلید  می گشتم ، با شنیدن صدای "کمک کمک  ما این تو گیر کردیم " هر چی دستم بود ول شد و صدای تق تق قل خوردن  میو های گرد و قلمبه  تو راه پله ها حالم رو بیشتر خراب کرد . این بدشانسی  از اون اتفاقای نادر  و سگی بود که می تونست تو یک روز خسته کننده گند تابستونی اتفاق بیفته . بی اختیار با  پا کوبیدم به در آسانسور که چشمتون روز بد نبینه یک دفعه با داد بلندی از خواب پریدم... وقتی به خودم اومدم  تازه فهمیدم  همه اینها کابوس  بی برقی های اخیر بوده و شانس آوردم که  این اتفاقات خواب بوده .ساعت روی میز  5 و ده دقیقه صبح رو نشون می داد ،داشت دیرم  می شد . طبق معمول زندگی سگی که این چند مدت برای صرفه جویی مصرف برق پیدا کرده بودیم ،  برای  پروندن خواب از سرم دوش آب رو با فشار زیاد  توی سر و صورتم باز کردم . چند دقیقه بعد  دوباره چشمم به ساعت افتاد ، این بار 7 و ده دقیقه رو نشون می داد !!! انگار کابوس های من  تمومی نداشت . خوب که نگاه کردم عقربه کوچیکه روی 2 بود و عقربه بزرگه روی 7،تازه فهمیدم ساعت 2و سی و پنج دقیقه  نیمه شبه نه  5 و سی و پنج یا هفت و ده دقیقه صبح !!! . هر چی که بود حالا دیگه خواب از سرم به کلی  پریده بود  . داشتم زیر لب قر قر می کردم و به زمین و زمان و باعث و بانی و چش و چال کورم فحش و فضیحت  می دادم که یه دفعه قند تو دلم آب شد... تا ساعت پنج صبح   هنوز  2 ساعت و 35 دقیقه دیگه  مونده .در حالی که داشتم به دوران طلایی بعضی ها فکر می کردم که اصلاً  این خبرها نبود و  تعطیلات پشت تعطیلات حالشو می بردیم و نه بی برقی بود و نه بی آبی و نه این زندگی سگی ...  ،به خواب پاره پوره خاک برسری  عمیقی فرو  رفتم.
و این قصه سر دراز دارد  زیرا  به نقل از منابع آگاه  استاندارتهران  با تاکید بر لزوم صرفه جویی در مصرف برق اینچنین فرمودند: تغییر ساعات کاری ادارات در تهران در حال حاضر تا آخر تیرماه ادامه خواهد داشت و در صورت لزوم تمدید می شود.انشالله این طرح اجرا شود و ما امیدواریم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.!!!!
 
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *