RSS
امروز پنج شنبه ، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
آخرین اخبار

پانصد و نود و دومین شرکت وارد بورس تهران شد

آینده ارزهای دیجیتال در ایران

اولین رمزارز بانکی ایران معرفی شد

ارائه چک موردی در بانک‌ها آغاز شد

رشد۷۳ درصدی وام ودیعه مسکن در موسسه ملل

چند سال طول می‌کشد یک ایرانی خانه‌دار شود؟

اکتشاف موتور محرک طرح های توسعه چادرملو

 داود قاسم‌پور دیزجی مدیرعامل جدید بیمه ملت شد

نخستین گام بانک ملی برای واگذاری بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه

فدرال رزرو بازارهای جهانی را به لرزه در آورد

سقوط طلا؛ صعود دلار و کاهش قیمت در تمام فلزات گرانبها

نفت در برابر جنگ

چالش تامین گندم در ماه های آینده

تغییر نگاه سنتی، پیش شرط جهش صنعت بیمه

بیشتر شرکت های بیمه ای آیین نامه حاکمیت شرکتی را اجرایی کرده اند

ترجیح بیمه مرکزی بر برگزاری مصاحبه متقاضیان کارگزاری بصورت آنلاین است

قدردانی مدیرعامل بیمه سامان از فعالیت های «پمپیران»

رویکردهای ارتباطی جدید ، پایه و اساس روابط عمومی در عصر دیجیتال است

پیام تبریک سرپرست بانک سینا به مناسبت روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی

پیام تبریک مدیرعامل بانک سپه به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومی

انتقال آنی وجه به شبا در بانک مشترک ایران و ونزوئلا

مدیرعامل شرکت خدمات انفورماتیک منصوب شد

مزایای طرح "اوج" بانک رفاه کارگران افزایش یافت

شستا، سیمان آبیک را در بورس عرضه می‌کند

معامله غیرمجاز ارز مشمول مالیات شد

بوق حمام ،زندگی سگی

حورا خاکدامن
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۷/۴/۱۹کد خبر: 250495
ناقلان اخبار و طوطیان شکر شکن چنین حکایت می کنند در گذشته که نه رادیو یی بود و نه تلویزیونی ، نه تلگرامی بود و نه اینستاگرامی و نه به قول قدیمی ها خردجالی بود به نام ماهواره . بوق حمام و بوق سگ مثل تلگرام و اینستاگرام امروزی تنها وسیله اطلاع رسانی بود بین مردم.

ایضاٌ نقلی است از  جعفر شهری تاریخ نگار  شهیر طهران قدیم که:" روزگار قدیم که کسی تصوری از آب گرم و حمام شخصی در خانه خودش نداشت، موضوع حمام عمومی و آگاهی از سرد و گرمی آبش، جزو مقولات مهم زندگی مردم بود. برای همین حمامی‌ها برای آگاه کردن مردم از شروع کار حمام از دمیدن در بوق در وقت سحر به این معنی استفاده می کردند  که آب خزینه گرم است و حمام باز ایهاالناس بشتابید تا نماز صبحتان قضا نشود .!! و نیز حکایت بوق سگ چنین بود که  چون بازار، بزرگ بود نگهبانان، سگانی درنده و گیرنده به نام «سگ بازاری» داشتند که سخت   پاچه می‌گرفتند. از این رو با برچیده شدن دامن آفتاب و بسته شدن درهای بازار و پیش از رها شدن آنها، نگهبانان در بوقی بزرگ که صدایی پرطنین داشت می‌دمیدند تا زودتر حجره ها را تعطیل کرده و از بازار خارج شوند.!" واما حکایت بوق حمام بیدار شدن روزگار ما ،همان قضیه  حاضر شدن  کارکنان  دولت در ادارات  از 6 صبح تا 2 بعدازظهر است که برای رفتن به محل کار بسته به مسافت شان تقریباٌ از حوالی همان ساعات بوق حمام و آفتاب نزده شروع می شود . ایضاٌ جهت تنویر افکار عمومی لازم به ذکر است که این تصمیم گیری که همزمان مصادف با قطعی طولانی مدت و سراسری برق و تعطیلی کسب و کار ها شد ،در  راستای سیاست ها ی ایجاد روحیه نشاط و تکریم ارباب و رجوع و بهروری در مصرف انرژی صورت گرفته  و بر خلاف نظر دشمنان اصلاٌ ربطی به حال گیری برای  اعتصابات و اعتراضات مردمی از اوضاع آشفته بازار و  نرخ سکه و دلار ندارد  .هرچند  ایضاٌ برای این حال گیری چه کسی از کارکنان دولت مانند قضیه مالیات گرفتن دست به نقد تر و سهل الوصول تر.و ایضاٌ نیز حکایت آهنگر بلخی و مسگر بغدادی ،همان حکایت  برخی مدیران  نجومی بگیر و حقوق  بخور و نمیر بگیر کارکنانی است که از سال گذشته با  وعده و وعید  پرداخت مابه التفاوت حقوق سال جدید ماهها بود بخیه به آب دوغ می زدند و به  زندگی سگی شان  همچنان ادامه می دادند که ناگهان قضیه بوق حمام نیز قوز بالا قوز شد .

» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *