RSS
امروز یکشنبه ، ۲۷ آبان ۱۳۹۷
آخرین اخبار

افتتاح «کافه کتاب پات»

بیمه کوثر همچنان در کنار حادثه‌ دیدگان

۳۰ شرکت بورسی بخشودگی مالیاتی گرفتند

پاسخگویی مدیران بانک رفاه به مشتریان

شماره و رمز دوم کارت خود را به سامانه پیامکی ۵۰۰۰۴۹۹ ندهید

قیمت سکه از مرز ۴ میلیون گذشت

نرخ خرید دلار در بانک‌ها / قیمت ارز مسافرتی

اتصال بانک‌های خارجی به سامانه‌ جایگزین سوئیفت ایران

خداحافظی سیدعلی از صندوق ضمانت صادرات ایران

طرح پیشنهاد فروش ۱۰۰ درصد ریالی نفت در بورس

تهاتر بدهی سازمان تامین اجتماعی به بانک رفاه

عامل تاثیرگذار بر قیمت طلا در چند روز آینده

کاهش ۵۲۶۱واحدی شاخص بورس

افزایش قیمت خودرو‌ در انتظار تایید وزیر صنعت

شفافیت لازم در صنعت بیمه وجود ندارد!

روند تهاتر مطالبات بانک صادرات با جدیت دنبال می‌شود

محمد حسن ترابی مدیر امور مشتریان و روابط عمومی بانک صنعت و معدن شد

تعلل در واگذاری شرکت بیمه ایران معین

نشست شورای مدیران عامل گروه اقتصاد نوین در محل شرکت لیزینگ اقتصاد نوین

بیمه دانا بیش از ۹۱ میلیارد ریال خسارت به زلزله‌زدگان غرب کشور پرداخت کرد

افتتاح موزه مجازی بانک کشاورزی

داریوش سهرابی عضو هیات مدیره شرکت لیزینگ صنعت و معدن شد

بسته های متنوع تسهیلاتی در طرح صبا ارزش آفرین بانک دی

پیام تسلیت رییس کل بیمه مرکزی در پی‌ درگذشت مدیران سازمان تامین اجتماعی

۴.۷ هزار میلیارد تومان، سود سال ۹۷ شرکت‌های سهام عدالت

بوق حمام ،زندگی سگی

حورا خاکدامن
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۷/۴/۱۹کد خبر: 250495
ناقلان اخبار و طوطیان شکر شکن چنین حکایت می کنند در گذشته که نه رادیو یی بود و نه تلویزیونی ، نه تلگرامی بود و نه اینستاگرامی و نه به قول قدیمی ها خردجالی بود به نام ماهواره . بوق حمام و بوق سگ مثل تلگرام و اینستاگرام امروزی تنها وسیله اطلاع رسانی بود بین مردم.

ایضاٌ نقلی است از  جعفر شهری تاریخ نگار  شهیر طهران قدیم که:" روزگار قدیم که کسی تصوری از آب گرم و حمام شخصی در خانه خودش نداشت، موضوع حمام عمومی و آگاهی از سرد و گرمی آبش، جزو مقولات مهم زندگی مردم بود. برای همین حمامی‌ها برای آگاه کردن مردم از شروع کار حمام از دمیدن در بوق در وقت سحر به این معنی استفاده می کردند  که آب خزینه گرم است و حمام باز ایهاالناس بشتابید تا نماز صبحتان قضا نشود .!! و نیز حکایت بوق سگ چنین بود که  چون بازار، بزرگ بود نگهبانان، سگانی درنده و گیرنده به نام «سگ بازاری» داشتند که سخت   پاچه می‌گرفتند. از این رو با برچیده شدن دامن آفتاب و بسته شدن درهای بازار و پیش از رها شدن آنها، نگهبانان در بوقی بزرگ که صدایی پرطنین داشت می‌دمیدند تا زودتر حجره ها را تعطیل کرده و از بازار خارج شوند.!" واما حکایت بوق حمام بیدار شدن روزگار ما ،همان قضیه  حاضر شدن  کارکنان  دولت در ادارات  از 6 صبح تا 2 بعدازظهر است که برای رفتن به محل کار بسته به مسافت شان تقریباٌ از حوالی همان ساعات بوق حمام و آفتاب نزده شروع می شود . ایضاٌ جهت تنویر افکار عمومی لازم به ذکر است که این تصمیم گیری که همزمان مصادف با قطعی طولانی مدت و سراسری برق و تعطیلی کسب و کار ها شد ،در  راستای سیاست ها ی ایجاد روحیه نشاط و تکریم ارباب و رجوع و بهروری در مصرف انرژی صورت گرفته  و بر خلاف نظر دشمنان اصلاٌ ربطی به حال گیری برای  اعتصابات و اعتراضات مردمی از اوضاع آشفته بازار و  نرخ سکه و دلار ندارد  .هرچند  ایضاٌ برای این حال گیری چه کسی از کارکنان دولت مانند قضیه مالیات گرفتن دست به نقد تر و سهل الوصول تر.و ایضاٌ نیز حکایت آهنگر بلخی و مسگر بغدادی ،همان حکایت  برخی مدیران  نجومی بگیر و حقوق  بخور و نمیر بگیر کارکنانی است که از سال گذشته با  وعده و وعید  پرداخت مابه التفاوت حقوق سال جدید ماهها بود بخیه به آب دوغ می زدند و به  زندگی سگی شان  همچنان ادامه می دادند که ناگهان قضیه بوق حمام نیز قوز بالا قوز شد .

» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *