RSS
امروز شنبه ، ۳۰ تیر ۱۳۹۷
آخرین اخبار

تخصیص ارز مسافرتی با نرخ دولتی؛ آری یا نه؟

مشکلات ارزی و احتمال بروز کمبود دارو در آینده نزدیک

پشتیبانی اروپا از برجام باید عملی باشد

ارز مسافرتی همچنان پرداخت می‌شود

جلوگیری از مهاجرت معکوس متخلفان به شبکه پرداخت

پرداخت بیش از۱۲هزار میلیارد ریال سود انواع اوراق به سرمایه گذاران

راهکارهای مدیریت نقدینگی تصویب شد

رشد ۵۱۸ واحدی شاخص بورس

حمایت مجلس از طرح‌های جذاب سرمایه‌گذاری در بورس

تاکید دکتر صباغی بر ارائه خدمات از درگاه‌های الکترونیکی پست بانک

درخشش نشریه بانک کارآفرین در جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی

توسعه کارت شهروندی در حوزه حمل و نقل

حمایت بانک انصار از هفتمین نمایشگاه اینوتکس ۲۰۱۸

زیان ۱۴۱۱ ریالی هر سهم بانک تجارت

تقویت شبکه فروش بیمه سرمد

فردا، آخرین مهلت ارایه الکترونیکی اظهارنامه اشخاص حقوقی و صاحبان املاک اجاری

نحوه انتخاب حسابرس و بازرس قانونی سال ۱۳۹۷ بانکها و بیمه ها اعلام شد

سود تقسیمی سهام بیمه سامان واریز شد

لغو مجمع سالیانه بانک ملت

افتتاح پایگاه بانکداری تمام الکترونیک شعبه بازار بانک ملی

توزیع مسکوک رایج در ۶ بانک+لیست شعب

از سرگیری ارائه ارز مسافرتی به متقاضیان در بانک ها

بازدید مدیرعامل موسسه ملل از گرگان

حضور متهم پرونده ثامن الحجج در دادگاه

انتصاب مدیر منطقه یک موسسه ملل

بوق حمام ،زندگی سگی

حورا خاکدامن
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۷/۴/۱۹کد خبر: 250495
ناقلان اخبار و طوطیان شکر شکن چنین حکایت می کنند در گذشته که نه رادیو یی بود و نه تلویزیونی ، نه تلگرامی بود و نه اینستاگرامی و نه به قول قدیمی ها خردجالی بود به نام ماهواره . بوق حمام و بوق سگ مثل تلگرام و اینستاگرام امروزی تنها وسیله اطلاع رسانی بود بین مردم.

ایضاٌ نقلی است از  جعفر شهری تاریخ نگار  شهیر طهران قدیم که:" روزگار قدیم که کسی تصوری از آب گرم و حمام شخصی در خانه خودش نداشت، موضوع حمام عمومی و آگاهی از سرد و گرمی آبش، جزو مقولات مهم زندگی مردم بود. برای همین حمامی‌ها برای آگاه کردن مردم از شروع کار حمام از دمیدن در بوق در وقت سحر به این معنی استفاده می کردند  که آب خزینه گرم است و حمام باز ایهاالناس بشتابید تا نماز صبحتان قضا نشود .!! و نیز حکایت بوق سگ چنین بود که  چون بازار، بزرگ بود نگهبانان، سگانی درنده و گیرنده به نام «سگ بازاری» داشتند که سخت   پاچه می‌گرفتند. از این رو با برچیده شدن دامن آفتاب و بسته شدن درهای بازار و پیش از رها شدن آنها، نگهبانان در بوقی بزرگ که صدایی پرطنین داشت می‌دمیدند تا زودتر حجره ها را تعطیل کرده و از بازار خارج شوند.!" واما حکایت بوق حمام بیدار شدن روزگار ما ،همان قضیه  حاضر شدن  کارکنان  دولت در ادارات  از 6 صبح تا 2 بعدازظهر است که برای رفتن به محل کار بسته به مسافت شان تقریباٌ از حوالی همان ساعات بوق حمام و آفتاب نزده شروع می شود . ایضاٌ جهت تنویر افکار عمومی لازم به ذکر است که این تصمیم گیری که همزمان مصادف با قطعی طولانی مدت و سراسری برق و تعطیلی کسب و کار ها شد ،در  راستای سیاست ها ی ایجاد روحیه نشاط و تکریم ارباب و رجوع و بهروری در مصرف انرژی صورت گرفته  و بر خلاف نظر دشمنان اصلاٌ ربطی به حال گیری برای  اعتصابات و اعتراضات مردمی از اوضاع آشفته بازار و  نرخ سکه و دلار ندارد  .هرچند  ایضاٌ برای این حال گیری چه کسی از کارکنان دولت مانند قضیه مالیات گرفتن دست به نقد تر و سهل الوصول تر.و ایضاٌ نیز حکایت آهنگر بلخی و مسگر بغدادی ،همان حکایت  برخی مدیران  نجومی بگیر و حقوق  بخور و نمیر بگیر کارکنانی است که از سال گذشته با  وعده و وعید  پرداخت مابه التفاوت حقوق سال جدید ماهها بود بخیه به آب دوغ می زدند و به  زندگی سگی شان  همچنان ادامه می دادند که ناگهان قضیه بوق حمام نیز قوز بالا قوز شد .

» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *