RSS
امروز چهارشنبه ، ۴ بهمن ۱۳۹۶
آخرین اخبار

استقبال از بسته‌های جدید اعتباری موسسه کاسپین

دولت مراقب استفاده از اوراق مشارکت باشد

عرضه «اخزا۶۰۶» در فرابورس

محقق نشدن ۲۹ درصد درآمدهای بودجه سال ۹۶

«همراه بانک» بانک ایران زمین رونمایی شد

حرکت بانک‌ها به سمت بانکداری باز

افزایش درآمد بانک‌ها از محل سرویس‌های خاص

افزایش درآمد بانک‌ها از محل سرویس‌های خاص

صندوق سرمایه‌گذاری نگین بالاتر از پیش‌بینی سود پرداخت کرد

امکان پرداخت از طریق تلفن‌همراه

برای دیجیتالی شدن ساختار بانک ها تغییر می کند

شبکه بانکی نیازمند جراحی بزرگ است

پیامک لحظه ای بانک تجارت پولی شد

بانک های بورسی تحت فشار هستند

نگرانی نسبت به آینده اقتصادی دلیل گرانی دلار

فروشگاه هوشمند به صنعت PSP آمد

رای‌گیری مجدد برای افزایش حقوق سال۹۷

پرداخت وام به۳۳هزار زن سرپرست خانوار

کارمزدها مهم‌ترین چالش صنعت پرداخت

پرداخت ۵۷هزار فقره تسهیلات سرمایه درگردش توسط بانک ملی

دلار۴۵۸۸تومان شد

رشد ۵۹۶واحدی شاخص بورس

رونمایی‌از سکه جدید ۵هزار ریالی

کمیته رصد تحولات بازار ارز تشکیل می‌شود

جمشیدبسم‌الله‌ها دوباره آمده‌اند؟!

نقش آقای رئیس‌کل بانک‌مرکزی در بازارارز

۱۱:۴ - ۱۳۹۲/۷/۶کد خبر: 21538
صادق الحسینی : سخنان رییس کل بانک مرکزی درباره نرخ دلار واکنش های خشمگینانه و ناامیدوارانه ای را در میان فعالان اقتصادی برانگیخت.

 این واکنش ها را براحتی می توان در کامنت های منتشر شده در پاسخ به سخنان رییس کل مشاهده کرد. بصورت خلاصه در این نوشته این استدلال مشهور و مکرر را دوباره بازگو خواهم کرد که آقای رییس کل بانک مرکزی نه پیش گو است، نه تحلیل گر است و نه فعال بازار ارز. او در جایگاه سیاست گذاری است. سیاست گذار هم به جای سخن گفتن عمل می کند و به جای سیگنال کلامی، سیگنال عملی می دهد. شان او دور نگه داشتن خود از هرگونه تحلیل و یا پیش بینی راجع به اقتصاد کشور است.
1-نقش رییس کل بانک مرکزی در اقتصاد، رصد دقیق شرایط در جهت پیشبرد اهداف بانک مرکزی است. اهداف بانک مرکزی هم مشخص است: در معنای محدودش کنترل تورم و در معنای گسترده اش کنترل تورم در کنار کمک به رشد اقتصادی و کم اثر کردن اثرات چرخه های تجاری. در این راستا بانک مرکزی ابزارهای مشخص پولی در اختیار دارد. از تغییر در نرخ ذخیره قانونی تا تغییرات در نهاده های ترازنامه بانک مرکزی تا عملیات بازار باز و ... در کشور ما او همچنین با در اختیار داشتن منابع ارزی گسترده عملا عرضه کننده انحصاری ارزهای خارجی در کشور است. از سوی دیگر در ایران رییس کل بانک مرکزی عملا نرخ ارزهای خارجی رسمی را هم مشخص می کند.
بنابراین رییس کل می تواند هریک از این ابزارها را استفاده کند تا مثلا تورم را مهار کند یا به تغییر نرخ ارز کمک کند. یعنی اگر رییس کل بانک مرکزی فکر می کند که قیمت دلار در ایران باید 3000 تومان باشد، راه عملی کردن آن مشخص است. یا باید نرخ دلار رسمی(مبادله ای یا مرجع، هرچه که بخواهید اسمش را بگذارید) را که هم اکنون 2470 تومان است به 3000 تومان افزایش دهد، یا باید با عرضه کمتر ارز خارجی در بازار، یا خرید ارزهای عرضه شده توسط مردم، زمینه های افزایش نرخ دلار در بازار آزاد را به 3000 تومان فراهم آورد.
حال باید پرسید رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، دکتر ولی الله سیف چرا به جای استفاده از ابزارهای مشخص پولی و اقتصادی در بانک مرکزی، برای افزایش نرخ دلار در بازار آزاد اقدام به مصاحبه می کنند؟ مصاحبه در مورد نرخ غیررسمی ارزهای خارجی نه در شان رییس کل است و نه در حوزه اختیارات و وظایف او.
2-نرخ دلار از نظر بانک مرکزی هم اکنون 2470 تومان است. یعنی شما اگر دلارهایتان را به این بانک بدهید به ازای هر دلار 2470 تومان به شما می دهند. (البته اگر بخواهید با همین نرخ دلار از بانک مرکزی بخرید عملا نمی توانید!) این که نرخ دلار اعلامی از سوی بانک مرکزی با نرخ دلار بازار آزاد تفاوت داشته باشد، خوب نیست. اما در شرایط تحریمی که ما گرفتار آن هستیم اجتناب ناپذیر و حتی لازم است. با این اوصاف اگر این نرخ 2470 تومانی را نرخی بدانیم که بانک مرکزی با در نظر گرفتن ملاحظات فاندامنتال اقتصاد کشور به آن رسیده است، بانک مرکزی باید از این نرخ دفاع کند. و سعی کند آن را مدیریت کند و در صورتی که فاندامنتال های اقتصادی عوض شدند، نسبت به تغییر این نرخ هم اقدام کند.
بنابراین در این شرایط، بانک مرکزی نباید در نرخ کف خیابان ارز دخالت کند. چرا که اگر می توانست کاری بکند، نباید دو نرخ متفاوت وجود می داشت. بنابراین اگر بانک مرکزی به دلیل تحریم ها و کمبود دلار نمی تواند یک نرخ مشخص برای دلار در کشور را جا بیندازد نباید درباره نرخ غیررسمی اظهار نظر بکند. چرا که از حوزه اختیاراتش خارج است. بانک مرکزی صرفا می تواند نرخ ارز رسمی را جابجا کند و با ورود بی جا به نرخ ارز کف خیابان نه تنها بازار را به هم می ریزد بلکه اعتبار خودش را هم زیر سوال می برد.
3-هم رییس کل بانک مرکزی و هم معاون ارزی او و هم سخنگوی دولت در اظهاراتی عجیب مدعی شده اند که نرخ واقعی دلار 2900 تا 3000 تومان است. باید از این سیاستگذاران عزیز پرسید که اگر نرخ واقعی دلار 3 هزار تومان است چرا نرخ رسمی دلار را 2470 تومان قرار داده اید؟ اصلا نرخ واقعی دلار چه معنی دارد؟! ما یک نرخ رسمی داریم و یک نرخ غیر رسمی. قاعدتا سیاستگذار پولی باید نرخ رسمی را نرخ واقعی بداند و اگر اینطور نیست باید از او پرسید پس چرا نرخ رسمی را پایین تر از نرخ واقعی قیمت گذاری کرده اید؟ همچنین باید پرسید که اگر بانک مرکزی نرخ آزاد دلار را واقعی می داند، چرا عملا صادرکنندگان را مجبور می کند تا دلارشان را به نرخ 2470 تومان به بانک مرکزی بفروشند؟
4-اما نکته آخر این که رییس کل بانک مرکزی گفته اند، اثرات روانی موجب کاهش قیمت دلار آزاد شده است. باید از ایشان پرسید که آیا شان رییس کل این است که بیاید راجع به یک موضوع اقتصادی این چنینی، تحلیل ارایه دهد؟ یا اینکه بگوید دلار در بازار آزاد نباید پایین تر از مقدار خاصی باشد؟ یا شان او این است که در این راستا سیاستگذاری کند؟
با این اوصاف رییس کل بانک مرکزی، معاون ارزی بانک و نیز سخنگوی دولت بهتر است کار خودشان را انجام دهند و به جای مصاحبه و سخنرانی در مورد نرخ ارز غیر رسمی! اگر نیاز است به اصلاح نرخ ارز رسمی بپردازند./اقتصادآنلاین
 


خبرهای مرتبط:



» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *